قامتِ پر تنشِ عشق
...
چشمانِ من در تاريكی خواب میبينند،
شيفتگی و شيدايیِ عشق
سویِ ديگرش مرگ است.
چشم به مرگ دوختهام
به مرگِ خويش كه چه كُند،
از ميانِ رگهای عشق میگذرد.
سكوتِ قلبِ آرزومندم
هياهو و ولولهای است
در قامتِ پر تنشِ عشق.
27/5/84
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی ۱۳۸۸ ساعت 14:50 توسط پرستو
|