قلبِ سرخش
به دنيا بگوييد، ديگر بس است!
حركت! ساكن شو!
خوردن، خوابيدن، راه رفتن، بس است!
رویِ خطِ ممتدِ زمان،
خواهم خوابيد،
خواهيم خوابيد،
خوابيده است،
او خوابيده است!
سياه پوشيده
آسمانِ آبی.
قلبِ سرخش در قفسِ خاك،
نقب میزند،
و دنيا چرا خوابيده است؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۸ ساعت 22:57 توسط پرستو
|