ما شاهدانِ تاريكی
از پیِ هم
میآيند،
سيلِ عظيمِ انسانها
نسل به نسل
قرن به قرن.
موجهای تكرار
میآيند
از پیِ هم،
انسان از پی انسان
پشت به پشت،
و طبيعت به كارِ خود
همچنان.
و انسان
اين جاندارِ دو پا
آخرين دسترنجِ طبيعت
با دگرگونیهای بیشمارش،
درگيرِ تكوينِ دنياست!
با احساسی ژرف!
و با فكری بيكران!
بهراستی انسان
اگر نمیبود،
سرخیِ شفق را
چه كس میديد؟
زيبايی را
چه كس میآفريد؟
آنسوی فرازها را
چه كس میفهميد،
اگر انسان نمیبود.
افسوس!
افسوس كه ما شاهدانِ تاريكی
خود نيز،
پاسدارانِ ظلمت و سياهی هستيم!
آنچنانكه
درندهای
از زادهاش.
و ما آفريدگارانِ عشق،
خود
طنابِ دارِ عشق را
میبافيم!
72/11/9