عاشقانه (احمد شاملو)
آنكه میگويد دوستات
میدارم
خنياگرِ غمگينی
است
كه آوازش را از دست
داده است.
ایكاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار كاكلییِ شاد
در
چشمانِ توست
هزار قنارییِ
خاموش
در گلویِ من.
عشق را
ایكاش زبانِ سخن بود
آنكه میگويد دوستات
میدارم
دلِ اندُهگينِ
شبی است
كه مَهتاباش را
میجويد.
ایكاش عشق را
زبانِ سخن بود
هزار آفتابِ خندان
در خرامِ توست
هزار ستارهیِ
گريان
در تمنایِ من.
عشق را
ایكاش زبانِ سخن بود.
( عاشقانه ـ ترانههایِ كوچكِ غُربت ـ احمد شاملو)
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:48 توسط پرستو
|