آغاز شدن
از بوئيدنِ سيبِ سرخ
آغاز شدم،
از صميميتِ آشنای عشق
كه خواب میربايد از من،
و چشمهای هميشه خيسام
در خاطرهها میگريند.
آغاز شدم،
از صميميتِ آشنای عشق
كه خواب میربايد از من،
و چشمهای هميشه خيسام
در خاطرهها میگريند.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:40 توسط پرستو
|