هيچ می‌دانی چرا، چون موج،
در گريز از خويشتن، پيوسته می‌كاهم؟
ــ زانكه بر اين پرده‌ی تاريك،
اين خاموشیِ نزديك،
آنچه می‌خواهم نمی‌بينم،
و آنچه می‌بينم نمی‌خواهم.

(شفيعی كدكنی ــ در كوچه باغ‌های نيشابور)