زايشش از درخت بود
برگِ سبزش در دفتر
شاخه‌های مبهمش،
جنبنده در باد.

شاخه‌ی دستش
دفتر شعرش به‌دست.

قلبش شيشه‌ای از آسمان
با ابرهای سپيد،
و نردبانِ آرزو

در ميانه‌اش.