یه روزی اینجا برای خودش وبلاگی بود که صاحبش گاهی حرفشو اینجا می‌گفت. مرگ تدریجی را تجربه کرد اینجا، همونطور که من تجربه کردم ، اما من هنوز زنده‌ام و هنوز خلاف جریان آب دارم شنا میکنم و می‌دونم دیگرانی هستند که چنینند. تجربه‌ها گاهی پشت آدمو خم میکنند اما من باز هم پشتم را صاف میکنم و با وجود درد راه میرم.

اونایی که مردگی رو تبلیغ میکنند و ذهن روانی و مریضشون دنبال مردن و کشتن و عزا و ریاضت و ... هست بدانند که من و شبیه به من زیاد هستند و انسان به امید و آینده زنده است ، بدانند که پلیدی و کردار زشت ممکنه اول قربانی مورد هجوم را بکشه اما در نهایت خودشو نابود میکنه ، آخ که چه دل پری دارم من !...