شكاف
الان برای او دلتنگ هستم. همون كه شايد منو فراموش كرده باشه،
همون كه وقتی پيشش بودم احساس غرور و سربلندی ميكردم
همون كه با همه وجودش بهم احترام میذاشت ولی معمولن منو قبول نداشت!
همون كه هنرم را عاشقانه دوست داشت... اما خودمو نه!
احساس ميكنم از اصلِ خودم ريشه كن شدهام
يهو احساس كردم چقدر ازش دور شدهام، فاصلهای ژرف و شكافی بزرگ.
يهو احساس كردم چقدر ازش دور شدهام، فاصلهای ژرف و شكافی بزرگ.
به عمد دارم خودم را باطل ميكنم
و همهی اينها به درك!
همهی عمرِی كه با او دوست بودهام هم ...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۸۹ ساعت 15:7 توسط پرستو
|